یادداشت

خشم طبیعت یا اشتباهات کوهنوردی؟

وقتی از خشم طبیعت سخن می گوئیم از چه سخن می رانیم؟ سیل، آتش فشان، زلزله، رانش کوه، بهمن، طوفان، رعد و برق و …

تا به حال فکر کرده اید برای ما کوهنوردان می تواند تمام موارد بالا رخ دهد؟! از آنجائی که طبیعت پدیده ای وسیع، وحشی و غیر قابل پیش بینی و کنترل است و انسان امروز که با تکیه بر دانش خود توانسته فقط بخش کوچکی از فعالیت های مرگ آور این کره خاکی را پیش بینی و کنترل نماید، فرضیه بالا را خیلی از نظر دور نگه نمی دارد.

با نگاهی به آمار حوادث طبیعی در کشورهای مختلف در می یابیم که انسان های بسیاری ناخوداگاه در این بزنگاه های طبیعی گرفتار شده و بدون داشتن هیچ توان مقاومتی تسلیم شرایط مرگ بار آن شده اند. به نظر می رسد دانش انسان که مطمئن ترین سلاح برخورد با این گونه حوادث طبیعی است در مراحل اولیه بوده و در برابر طبیعت بی کران چون طفلی در مقابل انسانی بالغ و قوی برخورد و زورآزمائی می کند.

فکر می کنید چند درصد از بلایای طبیعی 100 سال اخیر که موجب مرگ و میر بسیاری گشته است «صد در صد» قابل پیش بینی بوده است؟!
جواب دقیق این سؤال مدت هاست ذهن مرا به خود معطوف کرده است!

از سوئی دیگر علم و دانش با وجود دستاوردهای بسیاری که در برابر رخدادهای طبیعی به دست آورده است، متأسفانه موجب لطمه زدن جدی به اکوسیستم طبیعی کره زمین نیز گشته که به عنوان نمونه می توان به گرم شدن دو درجه ای زمین، ایجاد پدیده گازهای گل خانه ای در جو و از بین رفتن جنگل ها و کم شدن آب شیرین و قابل شرب در سطح زمین اشاره کرد.

بشر به واسطه دست یابی بیشتر به علوم فضائی، نظامی، اقتصادی و صنعتی موجب این لطمات جبران ناپذیر شده و متأسفانه هم چنان با این مشکل عدیده روبروست و با ادامه پافشاری قدرت های بزرگ سرمایه داری در جهان نمی تواند با آن قطعی روبرو شده و یا آن را به طور کامل از بین برد زیرا در این دوران که بشر امروز به سر می برد، اوج نظام سرمایه داری است که به دست خود ساخته و اکنون تمام علوم پیشرفته در درجه اول در خدمت سودرسانی به این نظام ناعادلانه پولی و مالی جهان است.

هرچند باید اذعان کرد کشورهای کوچکی در جهان هستند که به واسطه فرهنگ و ثروت سرشار توانسته اند به استانداردهای زندگی سالمی دست یابند ولی طرف سخن ما کشورهای جهان سوم و غیر توسعه یافته اند که قربانیان اصلی این وضعیت هستند.

بلایا و و زخم هایی که انسان امروز با نام پیشرفت و توسعه بر پیکر کره سبز زمین وارد کرده است به اندازه ای مهیب و خطرناک است که دانشمندان در آخرین پیش بینی ها و فرضیه ها عمر کره زمین را تخمین زده، معتقدند انسان باید راهی برای زندگی در کره ای دیگر بیابد زیرا به قول سعدی بزرگ؛

ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی / این ره که تو می روی به ترکستان است

در این هنگام که این سطور را می نگارم تهران ما شاهد آلوده ترین هوایی است که ممکن است در سطح یک شهر به وجود آید. هوایی که مرگ در آن به رقص درآمده و روزانه بسیاری از ما را در کمال بی خبری و سکوت به کام خود فرو می برد. علت آن چیست؟ آیا غیر از این است که علم و پیشرفت ما در راه توسعه شهری «بدون زیرساخت های اولیه و فرهنگ سازی عمومی» عامل اصلی این پدیده است!

شهرها را گسترش می دهیم، خیابان ها، خانه ها و اتوموبیل ها را زیاد می کنیم و در قبال آن اکسیژن را که اولین نیاز بشر است از او می ستانیم.

روز جمعه 14 مهرماه 96 در برنامه صعود قله سوزچال با زمستانی زودهنگام با بارش برفی حدود 30 سانتی متر رو به رو شدیم که هیچ سازمان و یا نهادی آن را پیش بینی نکرده بود. با توجه به تجربه سال ها کوهنوردی در کوهستان های کشور که به طور ممتد و غیر منقطع ادامه داده ام، این تغییر ناگهانی را ناشی از به هم خوردن اکوسیستم طبیعت دریافتم و به گروه اعلام کردم باید منتظر زمستانی کم فروغ و کم بارش باشیم و ادامه دادم این برف میهمان یک هفته ای کوهستان های ایران است و همانطور نیز به وقوع پیوست و تا امروز فقط یک بار هوایی سرد و زمستانی را در کوهستان تجربه کردیم و آن هم روز 16 آذر 1396 بود.

همنوردان خراسانی ما در آن روز با توجه به هوای مناسب صبح و گرفتن پیش بینی هواشناسی که در فیلم آن (در فضای مجازی) مشخص است راه صعود را از پناهگاه به طرف قله کول جنو پیش رو گرفتند؛ سرپرستی مجرب، مسئول فنی تکنیکال، راهنمایی درجه یک در نوع خود و تیمی باشگاهی سر در راهی نهادند که تکیه شان پیش بینی هواشناسی مبنی بر بارشی نه چندان شدید در بعد از ظهرآن روز بود، غافل از آن که آن پیش بینی صد در صد نبوده و طوفانی مهیب در راه آنان قرار داشته است. شاید بسیاری از ما هم اگر به جای آنان بودیم به آن پیش بینی اعتماد می کردیم.

زمانی که فیلم قله را می بینیم متوجه سرحالی و پرانرژی بودن همنوردان مان می شویم. آنان به دلیل شدت طوفان پیش بینی نشده و عدم دید مناسب، راه صحیح فرود که از کنار سنگ مشهور «شصت خدا» است، را نمی یابند و به اجبار ارتفاع کم کرده، فرود را از دره موسوم به دره دایی ادامه می دهند و به قسمت های سنگی و قیف منتهی به دره می رسند.

امان الله جوکار راهنمای مجرب این تیم و پیر کوهستان کول جنو زمانی که 3 ماه پیش تیم ما را در راه صعود قله کول جنو همراهی می کرد، وقتی که زیر قیف دره دایی رسید یعنی دقیقا جایی که 3 ماه بعد پیکر بی جانش پیدا شد، ایستاد و توضیح داد که هیچ گاه در زمستان نباید از این دره فرود آمد زیرا بسیار خطرناک است و داستان بهمن سال 1384 را که منجر به فوت همنوردان کرمانشاهی مان شده بود را برای گروه بازگو کرد.

حال می توان ادعا کرد که آنان اشتباه کوهنوردی کرده یا تسلیم شرایط دشوار و پیش بینی نشده کوهستان گشته اند؟! تیم آنان مانند بسیاری از تیم های باشگاهی و گروهی از افرادی تشکیل شده که توان جسمی و فنی شان برابر نبوده، مطمئنا افراد قوی کمک حال افراد تازه کار بوده اند و این یعنی اتلاف وقت و انرژی. زمان به سرعت می گذشته و سرپرست تمام فکر و ذکر خود را معطوف عبور از این دره کرده بود.

از شنیده ها حاکی است پیر کوهستان زنده یاد «امان الله جوکار» به سلامت و به اتفاق 3 نفر به انتهای تنگه می رسند و او آنان را به طرف پناهگاه رهنمود می سازد و دوباره به طرف تنگه باز می گردد. پس از چندی همه نفرات در زیر تنگه قرار می گیرند. در این هنگام صخره های بلند دیواره های کول جنو تحمل برف های تازه باریده را نداشته به واسطه گرم و سرد شدن هوا و سنگینی، تمام آن برف ها به سر عزیزان فرو می ریزد و یک به یک آنان را به زیر خود می کشد و مدفون شان می کند!

ای کوهستان ناشکیبا و مغرور
دریغا که لختی درنگ ننمودی
تا مشتاقان و عاشقان درگه ات
به سلامت از آن مهلکه گریزند و شکرت را به جای آورند
ای کاش شکیبایی خود را از دست نمی دادی تا آنان اکنون در میان دوستان و عزیزان شان بودند.

بزرگی می گوید: چراغی فرا راه باش، نه داوری سخت گیر، الگو باش نه منتقد.

با احترام به همه نظرات و انتقادات بزرگان و دوستان و پیشکسوتان کوهنوردی کشور در خصوص بهمن کول جنو

نویسنده: ذبیح اله حمیدی / مسئول باشگاه اسپیلت
عکس: مهران نادری / عملیات جستجو و امداد و نجات توسط بالگرد هلال احمر در اشترانکوه، قله کل جنو

 

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *