یادداشت

دیوانه ای از قفس پرید

حالا دیگر تومک رفته، روحش روی پامیر و هشت هزاری ها مثل پر، سبک و رها در پرواز است. دیوانه کامل از قفس پریده. از قفس دنیا! دنیایی که انگار جایی برای تحقق رویاها نیست.

آدم ها و هشت هزاری های دلشان تا ابد باید بدل شوند به حسرتی بزرگ و بعدها بیل بیل خاک بریزند رویشان و تمام.

تومک مکان ها و قله های زیادی رفته بود ولی حسرت نانگاپاربات مثل گل حسرت توی دلش یخ زده بود. شاید اواخر بهار، یخچال های نانگاپاربات، قطره قطره اشک بریزند و آب شوند و پیکرش را به جریان های سرد رودخانه ای بسپارند و تکه تکه بریزند پایین دست ها، و از پیکرش گل های وحشی زیادی از خاک بروید.

از طناب ها و لباس و طنابچه و پوست و خون یخزده او، هزار گل حسرتی بروید، و رویاهای یخ زده قلبش، شکافی بزرگ در دل یخچال های نانگاپاربات ایجاد کنند.

او رفته و حالا لهستانی ها دارند چند خط به یاد او در کتاب های درسی بچه دبستانی های لهستانی حک می کنند تا وقتی بزرگ شدند رویاهای بزرگ در سر داشته باشند. تا پرچم لهستان را بر بلند ترین نقاط هستی به اهتزاز در آورند و هر کدام بدانند هر آدمی هشت هزاری زندگی اش را باید پیدا کند و برای تحققش، از یخ و تگرگ و غیرممکن، ترانه جاودانه ای بسازد برای سرودن روی صحنه دنیا.

تومک رفته و از گوشه گوشه جهان، بیادش شعرها می گویند، واژه ها می فرسایند.

ژاپنی ها او را تشبیه می کنند به شکوفه های درخت به در اوایل آوریل، مسیحی ها او را به مسیح گره می زنند، لهستانی ها جای او را پیش کوکوشکا رزرو می کنند و ما ایرانی ها تا همیشه، او را تومک صدا می کنیم.

تومک عزیز، تومک دیوانه، یادت هرگز فراموش نمی شود.

پی نوشت: عنوان مطلب برگرفته از فیلمی به همین نام است. “پرواز بر فراز آشیانهٔ فاخته” که در ایران بنام “دیوانه از قفس پرید” معروف است، فیلمی آمریکایی به کارگردانی میلوش فورمن و بازی جک نیکلسون است که در سال 1975 میلادی ساخته شده است.

نویسنده: محسن امجدیان

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *