مقاله

سال 2003 چه اتفاقی در K2 رخ داد؟

در سال 2003 یک درگیری و تنش تمام عیار در بیس کمپ K2 به وجود آمد. صعود زمستانی دیگری به K2، به سرپرستی کریستوف ویلیچکی و همراهی تیمی چند ملیتی انجام گرفت که نهایت ارتفاع صعود شده تیم 7650 متر بود.

آن ها «ویلیچکی» را به تعداد کم اعضای فعال تیم متهم کردند و در ادامه گفتند که تعداد اعضای غیرضروری در تیم بسیار زیاد است.

یکی از مشکلات آن زمان، رسانه ها اعم از تلویزیون و اینترنت بودند. رسانه ها، به جای پرداختن به روند پیشرفت تیم، بیشتر علاقه به پخش حاشیه های تیم داشتند. یکی از حاشیه های ایجاد شده توسط رسانه ها این بود که، اعضای با ملیت شرقی حاضر در تیم، «ویلیچکی» را متهم به انتخاب نادرست، جنس چادرها، کردند. چراکه به گفته آنان، این چادرها، بیشتر برای تابستان مناسب بودند تا شرایط زمستانی.

از سری ایراداتی که آن زمان سه نفر اعضا جدا شده از تیم، از مدیریت گرفتند، به قرار ذیل است:

1. مسیر صعود منتخب، صعود از دیواره بود، پس نیاز به 5000 متر طناب داشت، اما هیج کارابینی وجود نداشت. این کار اشتباه نبود، بلکه، معنی این کار چیزی جز تیر خلاص به پروژه بزرگ صعود زمستانی کی2 نبود.

2. چادرهای تابستانی

3. ماسک های اکسیژن: در واقع برای 12 نفر کوهنورد تیم، فقط 2 عدد ماسک اکسیژن وجود داشت که متعلق به دو نفر از اعضای در حال صعود بود. در صورتیکه باید به تعداد اعضای تیم وجود داشته باشد.

4. مخازن اکسیژن: در تیم، تنها 14 مخزن اکسیژن به همراه آورده شده بود، در صورتی که به حداقل 30 عدد نیاز مبرم بود.

5. به همراه داشتن کفش های دوپوش بی کیفیت و صدالبته فقدان، پوشش داخلی کفش ها. هدف از این کار به هیچ وجه مشخص نیست. این کفش ها زمانی که یخ می زدند، دیگر هیچ راهی برای گرم کردن شان وجود نداشت.

6. ایرادات غذایی:
– فقدان گوشت “تازه” در برنامه غذایی
– نبود سبزیجات تازه
– فقدان میوه
– کمبود شکر! در ده روز اول، شکر به پایان رسید.
– به طور کلی وعده های غذایی به میزان اندک بود به گونه ای که تیم همیشه گرسنه بود.

تیم از 7 نفر لهستانی و 12 نفر غیرکوهنورد، تشکیل شده بود. بسیاری از کوهنوردان صاحب نام و تکنیک لهستانی، در گروه قرار نگرفته بودند و زمانی که از «ویلیچکی» در مورد نبود آن ها سوال شد، سخنگوی تیم، «پانی مونیکا» پاسخ داد که «ویلیچکی» تیم را به عقیده و نظر خودش می چیند و بسیاری موارد و مشکلات دیگر که تیم جدا شده از اکسپدیشن زمستانی کی 2، بعدها با جزییات بیان کردند و توضیح دادند.

زمانی که «گیا تورتلادز» قصد خروج از تیم را به همراه سه نفر دیگر، به اطلاع رساند، «پانی» به وی متذکر شد که تیم از هم می پاشد. اما چیزی که بیشتر برای تیم آن زمان کی دو، ارزش محسوب می شد، صعود کی 2 در زمستان نبود، بلکه پر کردن روزانه اخبار رسانه ها بود.

کاملا واضح است که پرداختن به کارهای قهرمانانه و بزرگ نمایی کارهای انجام نشده هیچ کمکی به پیشبرد هدف اصلی اکسپدیشن، یعنی صعود قله نمی کرد.

تیم غیر لهستانی اکسپدیشن، شامل «دنیس» و «تورتلادز» و «پیوتسوف» در حدود 1700 متر طناب در میان کمپ های یک و دو، ثابت گذاری کردند و دو کمپ برپا کردند. تیم 7 نفره لهستانی تنها 650 متر طناب … توضیحات در این رابطه، کاملا بدون شرح و مشخص است. و در پایان چیزی که بیشتر اعضای خارج شده از تیم را در سال 2003 آزار می داده است، رفتار غیرانعطاف و بدون نظرسنجی «ویلیچکی» بوده است.

دنیس اوروبکو، از تیم جدا نشد و با لهستانی ها باقی ماند. «دنیس اوروبکو» و «مارسین کاچکان» و «پیوتر موراوسکی»و «توخواتولین» تا ارتفاع 7650 متر، صعود کردند. این ارتفاع بالاترین ارتفاعی بود که در طول تاریخ کی 2، در زمستان صعود شده بود. در آن، موقعیت «مارسین» دچار ادم مغزی شد. اگر در آن زمان، «دنیس» به سرعت ادِم را تشخیص نمی داد، و «مارسین» را پایین نمی برد و به او اکسیژن رسانده نمی شد، محال بود که بتواند زنده بماند.

در هر صورت اکسپدیشن 2003 بدون دست یابی به بلندای کی 2 و با حواشی بسیار زیاد، به پایان رسید.

منبع: راشن کلایمب
ترجمه: وبلاگ کوه نوشت

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *