مقاله

نقد حوادث کوهنوردی؛ آری یا نه؟

همچون هر حادثه ای باید حادثه ناگوار بهمن اشترانکوه را نیز از جهات مختلفی بررسی کرد و باید به سوالاتی از این قبیل پاسخ داد:

آیا حادثه غیر قابل اجتناب یا قابل پیشگیری بوده است؟
آیا کسی مقصر بوده یا مرتکب اشتباه شده است؟
آیا تنبیهی متوجه خاطیان احتمالی قائل خواهیم بود؟

اما قبل از آن باید به این سوال پاسخ دهیم که آیا اصولا قائل به تاثیر خطای انسانی در حوادث کوهنوردی هستیم یا نه؟

واقعیت این است که کوهنوردی ورزشی بالقوه خطرناک است. حتی در ساده ترین کوهنوردی ها نیز خطرات مختلفی وجود دارد. به یاد بیاوریم مرحوم حضرتی را که در مسیر شیرپلا، مسیری که هر هفته شاهد حضور هزاران کوهنورد مبتدی و با تجربه است، بر اثر ریزش سنگ توسط کوهنورد دیگری کشته شد.

در حادثه پرتلفات اخیر کی 2، کوهنوردان در ساده ترین مسیر دستذسی به قله، گرفتار ریزش بهمن شدند. این بهمن در منطقه ای ریزش کرد که همواره کوهنوردان را تهدید می کرده است و افراد بی شماری پیش از این به خطرناک بودن آن نقطه اشاره کرده بودند. اما برای صعود کی 2 مسیر ساده تری وجود ندارد، پس کوهنوردی که بخواهد این قله را از این مسیر صعود کند با پذیرش این خطر و بسیاری خطرات مشابه است که اقدام به صعود می کند.

ریزش بهمن یا سنگ، گم شدن در هوای خراب، سرمازدگی در اثر شب مانی اجباری، تخلیه انرژی و ناتوانی در بازگشت همگی از این گونه خطرات هستند.

نمی خواهم به این سوالات فلسفی که “برای چه به کوه می رویم؟” یا “آیا کوهنوردان طالب مرگند؟” و سوالاتی از این قبیل پاسخی بدهم، بلکه نکته ای که به آن اشاره می کنم این موضوع است که کوهنوردی در ذات خود ورزشی خطرناک است و کوچک ترین اشتباه از طرف شما یا همنوردان تان ممکن است به قیمت جان شما تمام شود. لذا هر کس که به این ورزش می پردازد باید از وجود این خطرات آگاه باشد.

اما توسل به این واقعیت برای توجیه هر حادثه ای (و احتمالا فرار از پاسخگویی) نیز کاملا نادرست است. برعکس باید با تحلیل همه جانبه ی حادثه حتی الامکان از تکرار حوادثی مشابه جلوگیری کنیم. این در حالیست که یکی از مهم ترین عوامل بروز حوادث کوهنوردی خطای انسانی است. ضمن اینکه گاه مرز بین خطای انسانی و حوادث طبیعی نیز کاملا در هم می آمیزد.

به عنوان مثال ممکن است خطر ریزش سنگ برای مسیری خاص پذیرفته شود. اما چنانچه ریزش سنگ الگوی تقریبا معینی داشته باشد، مثلا در بعد از ظهرها چند برابر شود، دیگر نمی توان به حادثه ای که بر اثر ریزش سنگ در صعود عصرهنگام رخ داده نامی جز خطای انسانی نهاد.

نقش خطای انسانی در بروز حوادث مختص کوهنوردی نیست. در کوهنوردی نیز همانند هر فعالیت اجتماعی و گروهی دیگری امکان اشتباه انسانی که منجر به بروز حادثه شود وجود دارد. برای همه افراد و مشاغل مانند ناظر اجرای ساختمان، جراح مغز و اعصاب، کارگر خط تولید، معلم مدرسه و خلاصه برای همه افراد در فعالیت ها یا مشاغل گوناگون امکان اشتباه وجود دارد. تنها تفاوت کوهنوردی با مشاغل دیگر داوطلبانه بودن آن است که این امر تفاوتی در اصل بحث ایجاد نمی کند.

اما خطاهای انسانی در فعالیت های مختلف نتایج گوناگونی به بار می آورند. عواقب خطای یک جراح مغز در حین عمل جراحی با خطای یک معلم مثلا در حل نادرست یک مسئله قابل قیاس نیست. در واقع در فعالیت هایی که مستقیما با سلامت انسان سر و کار دارند خطاهای انسانی گاه عواقب جبران ناپذیری به بار می آورند.

تدقیق و موشکافی در حوادث کوهنوردی از اهمیت مضاعفی برخوردار است. یکی از بی پایه ترین استدلال ها برای توجیه حوادث کوهنوردی، طبیعی قلمداد نمودن همه آنهاست.

همانطور که اشاره شد، در هر فعالیتی ممکن است خطراتی وجود داشته باشد. اما این امر نافی مسئولیت افراد نیست؛ پرونده سقوط هواپیمای مسافربری آسمان در ارتفاعات اصفهان بعد از قریب به 14 سال همچنان باز است؛ بیماران هموفیلی که به جهت تزریق خون آلوده گرفتار بیماری ایدز شدند، هنوز پیگیر موضوع هستند؛ خانواده هزاران کودکی که در زلزله اخیر چین در زیر آوار مدرسه های غیر استاندارد جان باختند، اگر امکان شکایت داشتند قطعا خاطیان را به دادگاه می کشاندند.

قریب به اتفاق هزاران نفری که در حوادث جاده ای ایران هر ساله جان خود را از دست می دهند، قربانی خطای انسانی در رانندگی و مهندسی نادرست ترافیک و جاده ها می شوند. آیا به همین سادگی می توان مثلا سفر داوطلبانه به خارج از شهر را توجیه کننده مرگ هزاران نفر قلمداد کرد؟ و گفت «کسی که به سفر خارج از شهر می رود با آگاهی از این خطرات است که اقدام به سفر می کند؟» در آن صورت چه جایی را باید برای اصلاح قوانین، روش ها، جاده ها، آموزش رانندگان و مواخذه مقصرین در نظر گرفت؟

در کشورهای غربی در تصادفات منجر به مرگ در درجه اول وضعیت تعادل جسمی و روحی راننده مقصر و شرایط فنی اتومبیل او را در نظر می گیرند. چنانچه وی در حالت عادی قرار داشته باشد و از نقص فنی احتمالی اتومبیل خود بی خبر بوده باشد، بیمه پرداخت غرامت به قربانیان را بر عهده می گیرد. اما رانندگی در حال مستی، یا با وسیله ای که نقص فنی جدی داشته باشد در زمره جرائم کیفری قرار گرفته و راننده خاطی ممکن است سال ها زندانی شود.

با این تفاصیل سعی دارم به این نتیجه برسم که در ورزش پرخطر و حساسی مانند کوهنوردی که کوچک ترین اشتباه در محاسبه یا حتی یک لغزش ساده باعث از دست رفتن جان انسانی می شود، بررسی و تحلیل حوادث نه تنها حق بازماندگان و جامعه کوهنوردان برای دانستن حقیقت و مواخذه خاطیان است بلکه راهی است جهت پرهیز از تکرار حوادث مشابه.

نویسنده: نیما ابوکاظمی

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *